ميدانم كه بحث بسيار سنگين و شايد كمي غير متعارف بنظر برسد . اما چاره اي نيست و بايد به نحوي با اين معرفت شناسي ارتباط برقرار كرد . دنياي امروز ساختارش بر اساس معرفت شناسي كوانتومي طرح ريزي شده و به همين روال هم رو به گسترش است . تغييرات لحظه به لحظه اي كه حتي ساكنين دور افتاده ترين روستاهاي كشور خودمان هم آنرا حس ميكنند ، محصول انفجار هاي اطلاعاتي است . البته همچون هميشه عادت كرده ايم تا تغييرات را از روي محصولات تكنيكال دنياي مدرن تجربه كنيم و متاسفانه متد ها براي ما معنا و ارزشي نداشته و ندارند.
شايد بتوان ما را مصرف كنندگان مودبي خواند كه كاري به چگونگي بوجود آمدن محصولات دنياي انديشه بشري نداريم و حتي به خود زحمت نميدهيم تا اين سوال را از خود بپرسيم : انسانهايي كه امروز تمدن دنيا را در ابعاد تكنيكال و انديشه اي رو به جلو ميبرند ، زاييده چه نوع جهان بيني هستند !!!!!! آيا ايشان هم جهان را به گونه اي كه ما تجربه ميكنيم ، تجربه كرده اند ؟ آيا آنها نيز در همان سطحي كه ما نگاه و انديشه مان را نگه داشته ايم ، نگه داشته اند ؟ اگر پاسخ مثبت بدهيم باز اين سوال پيش مي آيد كه چرا در نتيجه تفاوت هاي فاحشي وجود دارد ؟ و اكنون ما مصرف كنندگان دنياي انديشه بشري هستيم و ديگراني توليد كنندگان دانش هاي نوين بشري ؟
شايد شنيدن اين موضوع برايتان جالب باشد كه سپهر اطلاعاتي آنچنان اهميت و ارزشي را در توليد دانشهاي بشري دارد كه حتي سياستمداران و گردانندگان جهان انساني نيز از اين سپهر بيش از هر چيزي بهره ميگيرند . شايد تا كنون اين مهم از ذهن هيچكدامتان خطور نكرده و حتي لحظه اي به آن نينديشيده باشيد كه اينترنت و قابل دسترس نمودن آن براي جهانيان از چه رو اتفاق افتاد ؟
دلايل سطحي آن كمك به ارتباطات انساني و تبادل اطلاعات با سرعت بالا در دهكده جهاني است . كه البته هم چنين است . اما آيا جريان به همين جا خاتمه ميابد ؟شايد چيزي را كه ميخواهم بيان كنم ذهن بسياري را كه وقت و بهايي براي انديشيدن قائل هستند را كمي درگير خود كند و آنها را در حيرتي ژرف فرو ببرد .اما بايد بگويم اين واقعيتي است اجتناب ناپذير:
******اينترنت در ظاهر براي تبادل اطلاعات بين بشري بصورت همگاني شكل گرفت . اما ميدانيم كه قبل از همگاني شدن صرفا در اختيار سرويس هاي اطلاعاتي ارتش آمريكا بود و پنتاگون براي برقراري ارتباط با زير مجموعه هايش از آن بهره ميبرد . اما انديشمندان و مانيفست نويسان سياست جهاني براي كنترل اوضاع جهان ، اين پديده را در سطحي گسترده و همگاني در اختيار همگان قرار دادند و ميدانيم كه اين وابستگي در همه ابعاد روز به روز نيز بيشتر ميشود . به گونه اي كه كم كم نامه نويسي سنتي رو به انقراض ميرود و همه بصورت الكترونيكي نامه نگاري ميكنند . بدين معني كه در هر نامه شما اطلاعاتي حاصل از تجربيات احساسي – اجتماعي – سياسي – علمي و ...... داريد كه اگر به روش سنتي در كاغذي مينوشتيد تنها عده معدودي از جمله كارمندان اداره پست و يا پستچي محل ، آنهم به قصد و نظري خاص و يا از سر فضولي ميتوانستند ، اطلاعات مكتوب شما را باز خواني كنند .اما امروزه شما اطلاعات حاصل از تجربيات احساسي – اجتماعي – سياسي – علمي – فرهنگي ......خود را كه بيانگر ساختار انديشه اي شماست و در علوم زير شاخه معرفت شناسي كوانتومي ، با استفاده از همين جنس اطلاعات، حتي ميتوان حركت هاي بعدي شما را پيش بيني نمود، در نامه هاي الكترونيكي اي ثبت ميكنيد كه ديگر تنها نامه رسان محله تان خطري براي افشا و يا باز خواني آن بنظر نمي رسد .بلكه سازمانهاي اطلاعاتي اي كه در خدمت سياستگذاران جهاني هستند نه از سر كنجكاوي و فضولي ، بلكه با اهدافي متفكرانه فحواي كلي نگارش هاي شما را علاقمندانه دنبال ميكنند . البته اين بدين معني نيست كه ايشان هر صبح قبل از شما خط به خط نامه هايتان را مطالعه ميكنند بلكه همانگونه كه گفته شد در نگاهي كلي به هرجامعه انساني و سيستمهاي مختلف بشري علايق – خواستها و نا خواستها – سياستگذاري ها – باور ها و بسياري از اموريكه در امر سياست كلان جهاني بدرد خور هستند را مورد بررسي قرار ميدهند . شايد باز هم جالب باشد كه بگويم: وبلاگ نويسي قبل از هر چيز كه عرصه اي براي ارايه يادداشتهاي شخصي و يا تخصصي باشد ، مرجع بسيار مفيدي است براي سازمانهاي اطلاعاتي دنيا تا ساختار هاي فكري رو به تغيير فرهنگها و كشور هاي مختلف را زير نظر داشته باشند . براي آنها دانستن همين نوشته هاي ناچيزو ظاهرا بي ارزشي كه از امور روزمزمان مينويسيم بسيار ارزشمند خواهد بود زماني كه با تكنيك متدولوژي انديشه ( روش شناخت انديشه *يكي از مدرن ترين دانش هاي بشري * ) با ان برخورد شود . ميدانيم كه در متدولوژي انديشه واژگان نمايانگر ماهيت مغز تراوش كننده اش است . پس تصور كنيد آن هنگامي را كه شما بدانيد در سر مردمان جهان چه ميگذرد ؟ فكر ميكنيد كنترل آنها و يا تغيير جهت دادن هاي استراتژيك ايشان كار مشكلي خواهد بود ؟ !!!!!!!! اين را به يقين بدانيد ، انساني كه به لطف امواج تكنولوژي و سپهر اطلاعاتي روز به روز پيچيده تر ميشود ديگر براي سر در آوردن از كارش نميتوان به جاسوس هايي اكتفا نمود كه با پرواز در فرودگاه كشوري مينشينند و اطلاعاتي را كسب ميكنند . جاسوسان صرفا آنچه را در ظاهر اتفاق ميفتد ، ميبينند و گزارش ميدهند . اما امروزه به لحلظ پيچيدگي رو به افزايش انسان ، بهتر است بدانيم در مغز مردمان هر جامعه چه ميگذرد تا بتوانيم بدلي را آماده داشته باشيم . كاري كه صاحبان بي ترديد جهان به مدد تكنولوژي مدرن اطلاعاتي و دانشمندان متدولوژي انديشه به سادگي هر چه تمام تر در حال انجام آن هستند . مرور فحواي كلي نوشته هاي هر جامعه انساني در فضاي مجازي اينترنت و جمع آوري واژگان كليدي اي كه با متدلوژي انديشه ارزشمند ميشوند ، اين امكان را فراهم ميكند تا بتوان متوجه شد كه جهانيان در سلول هاي مغزي شان چه ميگذرد ! چيزهايي كه گاها خود ما از وجودش در مغزمان بي خبريم .اين است گوشه اي از رهاورد هاي اطلاعاتي بشر . باز هم چون هميشه تاكيد ميكنم كه با اين مطالب بصورت ارزشي برخورد نكنيد و صرفا بار توصيفي آن را مد نظر داشته ياشيد و آنچه را كه لايق به انديشيدن ميدانيد در ذهن بپرورانيد . هدف از ارايه اين چند خط چيزي فراتر از اين است كه بخواهيد در مورد خوب يا بد بودن اين رهاوردها قضاوت كنيد . كاري كه متاسفانه هميشه دم دست تر از هر چيز ديگري بوده همين قضاوت در خصوص خوب و يا بد بودن امور است . اگر ميخواهيد دريافت هاي ناب تري براي كاربردي و كاركردي كردن اين معرفت شناسي داشته باشيد ، به فرا تر از خوب يا بد بودن بينديشيد و سعي به تصوير سازي مكانيسم اين اپستومولوژي در ذهن خود داشته باشيد.