امروزه سعي شده است نقيصه كنوني علم پزشكي كه همچنان بر محور دارودرماني استوار است، در تحولي به واسطه پيشرفتهاي شگرف علمي و تكنولوژيكي در طب ترميمي برطرف شود.
در واقع اين علم با 3 ابزار دارو، سلول درماني و مهندسي بافت درصدد ترميم بافت يا ارگانهاي از دست رفته است. به اين ترتيب در آيندهاي نهچندان دور، رفع مشكلات و معضلات ناشي از مشكلات سوانح، سكتهها يا حتي گذشت زمان براي شخص قابل ترميم خواهد بود. به بيان ديگر با شناخت بيشتر از سلولهاي بنيادي محققان و پزشكان سعي دارند با استفاده از خاصيت تكثيري و تمايزي اين سلولها نسبت به ترميم يا جايگزيني بافتهاي از دست رفته اقدام كنند. بيدليل نيست كه گفته ميشود عمر انسان به زماني حدود 120 سال قابل افزايش خواهد بود.
مروري بر دستاوردهايي كه چشمانداز زندگي بشر را در دهههاي بعدي در حوزه درمان دگرگون خواهند كرد، ما را بر آن داشت تا با دكتر ناصر اقدمي، سرپرست مركز سلول درماني پژوهشكده رويان به گفتگو بنشينيم.
به نظر ميرسد توسعه شگرف حوزههاي علم و فناوريهاي نوين بخصوص در عرصه پزشكي، زندگي بشر را در آيندهاي نزديك با كيفيتي متفاوت روبرو ميكند. با اين اوصاف در يك تحليل كلي، مصاديق زندگي بشر در حوزههاي درماني را در آينده نزديك چگونه ميبينيد؟
پيشرفتهاي صورت گرفته در علوم سلولهاي بنيادي و همچنين نانوتكنولوژي باعث شده ما در علم پزشكي شاهد شكل گرفتن يك انقلاب جديد باشيم و اين همان توسعه علم جديدي است كه امروزه با عنوان طب ترميمي آن را ميشناسيم. پزشكي امروز، يك پزشكي دارومحور است كه در آن از دارو براي پيشگيري از پيشرفت بيماري يا حذف عوامل ايجادكننده استفاده ميشود، اما اين روش درماني اغلب نميتواند در صورت از دست دادن بافت يا عضو، آن را جايگزين يا ترميم كند.
شايد يكي از مشهودترين اثرات اين درمان را در پيوند مغز استخوان بتوان ديد. خون و سيستم خوني نيز يكي از بافتهاي بدن است كه برخلاف ديگر بافتهاي بدن، بافتي مايع است. بروز سرطان يا بيماريهاي مربوط به مغز استخوان باعث ميشود بدن بخش عظيمي از اين بافت را از دست دهد. سلولدرماني در اين بافت كه سابقه بيش از 50 ساله دارد، اين بيماريهاي بالقوه كشنده را به يك بيماري قابل درمان تبديل كرده تا آنجا كه در برخي موارد حتي ميتوان به بهبود كامل بيماري نيز رسيد.
علاوه بر شناخت ماهيت سلولهاي بنيادي كه كمك شاياني به ايجاد و توسعه علم طب ترميمي كرده است، پديد آمدن علومي مانند نانوتكنولوژي باعث شده بتوانيم امروزه علاوه بر اقدامات درماني براي افزايش ترميم در داخل بدن، قادر باشيم در محيط آزمايشگاهي نيز به توليد و توسعه بافتهاي بدن اقدام كنيم.
با اين حال هرچند شواهد تاريخي در حوزه علمي نشان ميدهد كه پديد آمدن چنين انقلابهايي در علم به رغم تاثيرگذاري فوقالعادهاي كه دارند قادر نيستند همه مشكلات آن حوزه علمي را حل كنند، ولي به نظر ميرسد كه علم طب ترميمي بتواند بشر را به آرزوي روئينتن بودن نزديك كند.
چند سالي است كه صحبت از بررسي شيوههاي نوين درمان بيماريهاي لاعلاج چون انواع سرطان، اماس، پاركينسون، ايدز و... ميشود. با وجود اين همه شيوهها همچنان در مرحله بررسي و آزمون به سر ميبرند. در چنين شرايطي، يافتن راهحلهاي درماني را در اين زمينهها تا چه اندازه عملي و اجرايي ميبينيد؟
هرچند يكي از اهداف اصلي طب ترميمي و همچنين علوم سلولهاي بنيادي، بهبود و درمان بيماريهاي همراه با تخريب بافتي است، ولي اين مهم نياز به شناسايي سازوكارهاي دقيق ترميم بافتي در بافتهاي مختلف دارد. به نظر ميرسد آنچه امروزه محققان به آن دسترسي پيدا كردهاند بيشتر از آنچه يك وسيله درماني باشد، وسيلهاي است براي شناخت بيشتر سازوكارهاي ترميمي در بدن. بيشك زماني در مورد اجرايي و عملي بودن اين ابزارها ميتوان اظهارنظر كرد كه شناخت ما از ساز و كارهاي ترميمي تا اندازه زيادي افزايش يافته باشد. تجربيات علم پزشكي در زمينه پيوند مغز استخوان و همچنين تجربيات به دست آمده در 10 سال گذشته دسترسي به بخش اعظمي از اهداف طب ترميمي را نويد ميدهد؛ هرچند نميتوان زمان مشخصي را براي آن پيشبيني كرد ولي با پيشرفتهاي صورت گرفته در سالهاي اخير نشان ميدهد محققان بتوانند حداقل تا 10 سال آينده بخش عمدهاي از مشكلات مربوط به سرطانها و بيماريهاي همراه با تخريب بافت عصبي را حل كنند.
گفته ميشود دستاوردهاي اخير علم ژنتيك، چشمانداز روشني را از افزايش عمر انسان تا حداقل 120 سال ارائه ميكند. دستكاريهاي ژنتيكي و بهرهگيري از پيوند سلولهاي بنيادي چگونه ميتوانند به تحقق اين آرزوي بزرگ بشر كمك كنند؟
يكي از مشكلات اساسي در زمينه ژنتيك درماني كه در مقطعي نيز باعث شكست كامل اين علم در درمان بيماريها شد، ايجاد تغييرات در سلولهايي بود كه پس از مدتي از ميان ميرفتند. تقريبا بيشتر بافتهاي ما براي نوسازي و پيشگيري از پيري عضو در هر روز، تعداد زيادي از سلولهاي خود را با سلولهاي جديد جايگزين ميكنند؛ بنابراين حتي اگر قادر باشيم ماهيت ژنتيكي سلولهاي موجود را تغيير دهيم، تنها به صورت موقت قادر خواهيم بود عملكرد يك بافت را بهبود ببخشيم و پس از مرگ سلولهاي دستكاري شده، مجدد عملكرد بافت به حالت قبلي برميگردد.
پديد آمدن علومي مانند نانوتكنولوژي باعث شده امروزه علاوه بر اقدامات درماني براي افزايش ترميم در داخل بدن، در محيط آزمايشگاهي نيز به توليد بافتهاي بدن اقدام كنيم
در اين ميان، طي سالهاي اخير دانشمندان سلولهايي را شناسايي كردند كه ما امروزه آنها را با عنوان سلولهاي بنيادي ميشناسيم. اين سلولها 2 ويژگي اساسي دارند. اولا قادرند تكثير يابند و ثانيا ميتوانند به ديگر سلولهاي تشكيلدهنده بافتي تمايز يابند، بنابراين تغييرات در اين سلولها ميتواند بتدريج و همزمان با جايگزيني سلولهاي جديد توسط سلولهاي بنيادي دستكاري شده، كل عملكرد بافتي را به طور هميشگي بهبود بخشد. از طرفي، ويژگي تكثيري در سلولهاي بنيادي و در دسترس قرار گرفتن ساختار ژنتيكي اين سلولها، اين امكان را ايجاد كرده است كه از روشهاي اصلاح ژنتيكي پايدارتر و آسانتري نيز بتوانيم استفاده كنيم، بنابراين به نظر ميرسد پس از شناسايي سلولهاي بنيادي در عضو و همچنين توسعه روشهاي جداسازي اين سلولها بتوانيم در محيط آزمايشگاهي تغييرات ژنتيكي دائمي را در اين سلولها ايجاد كنيم و با برگرداندن اين سلولها به بافت مورد نظر بتدريج شاهد جايگزيني سلولهاي بهبود يافته با سلولهاي بيمار باشيم.
به عنوان يك متخصص سلول درماني، كدام يك از تحقيقات در دست اجراي پژوهشگران اين رشته را در آينده نزديك تحقق يافته ميبينيد؟ به بيان ديگر، كدام دسته از بيماريها از طريق پيوند سلولهاي بنيادي قابليت درمان خواهند يافت؟
به نظر ميرسد اهميت سلولدرماني و توجه دانشمندان به اين موضوع باعث شده اين علم در شاخههاي بسياري شاهد پيشرفتهاي عمدهاي باشد، اما آنچه از كارهاي درحال انجام ميتوان ديد اين است كه بيشتر تحقيقات در زمينه بيماريهاي ناشي از افزايش سن متمركز شده است كه در اين ميان بيماريهاي قلبي و عروقي و همچنين بيماريهاي عصبي از جايگاه ويژهاي برخوردارند؛ اما آنچه مسلم است امروزه ما شاهد استفاده گسترده از اين علم در زمينه بيماريهاي خوني هستيم و استفاده از اين علم در زمينه بيماريهاي پوستي بسرعت در حال گسترش در سطح ارائه خدماتي است. استفاده از اين روشها در بقيه موارد بيشتر در حد تحقيقاتي است و به نظر ميرسد در آيندهاي نزديك شاهد استفاده از اين علم در ترميم بافتهاي غضروفي و استخواني نيز باشيم.
نتايج پيوند سلولهاي بنيادي به قلب و عروق، با توسعه پيشرفتها، درمان كدام دسته از ضايعات قلبي را علاوه بر درمانهاي كنوني ممكن ميسازد؟
همان گونه كه اشاره شد طب ترميمي يا علوم سلولهاي بنيادي بيشترين تمركز را در زمينه بيماريهاي همراه با تخريب بافتي دارند. در بيماريهاي قلبي نيز 2 عامل اصلي باعث تخريب بافتي و كاهش عملكرد بافتي ميشوند كه يك دسته از اين بيماريها، تخريب ناشي از كاهش خونرساني و دسته ديگر، اختلال عملكرد به دلايل ژنتيكي و محيطي غير از سكته است. طب ترميم در هر دو زمينه در حال فعاليت است و در زمينه بيماريهاي ناشي از كاهش خونرساني درصدد است كه با تكثير و جايگزيني سلولهاي خود، عملكرد بافت را به حالت طبيعي برگرداند و در زمينه بيماريهاي غيرايسكميك نيز در تلاش است با اصلاح سلولهاي بنيادي و جايگزيني مجدد اين سلولها در بافت قلبي، عملكرد طبيعي بافت را موجب شود، اما به نظر ميرسد با توجه به دستكاري كمتر در ترميم بيماريهاي ناشي از سكته، اين علم در زمينه بهبود اين بيماريها نتايج بهتر و قابل لمستري را در آينده نزديك داشته باشد بخصوص كه شيوع اين بيماريها نيز بيشتر از انواع ديگر بيماريهاي قلبي و عروقي است.
آيا اين دستاوردها در حوزه سيستم عصبي مركزي، نخاع و مغز، متخصصان را به ارائه راهكارهاي درماني جديد، بخصوص در مقابله با سكتههاي مغزي رهنمون خواهد كرد؟
هرچند سيستم عصبي نسبت به بافتهاي ديگر بدن پيچيدگي بيشتري دارد، ولي شناخت و جداسازي سلولهاي بنيادي و همچنين امكان تمايز و توليد اين سلولها از سلولهاي بنيادي جنيني، اين اميد را نويد ميدهد كه بزودي شاهد پيشرفتهاي شگرفي در زمينه درمان بيماريهاي عصبي نيز همانند بيماريهاي قلبي و عروقي بخصوص در زمينه بيماريهاي ناشي از سكته باشيم.
در زمينه درمان بيماريهاي كبدي چطور؟
حجم مطالعات صورت گرفته در اين زمينه نسبت به بيماريهاي عصبي و قلبي نشان ميدهد استفاده از اين علم در بيماريهاي كبدي از سرعت كمتري برخوردار است، اما بايد در نظر داشت كه كبد خود داراي سازوكارهاي ترميم بسيار پيشرفتهتري است و شايد ايجاد امكانات لازم براي شناخت اين سازوكارها نهتنها در خود بافت كبدي، بلكه در ترميم ديگر اعضاي بدن نيز راهگشا باشد.
موفقيتهاي به دست آمده توسط محققان كشور در زمينه شبيهسازي موجودات زنده و توليد حيوانات تراريخته كه هدف غايياش توليد پروتئين TPA در شير حيوانات است، در صورت تحقق تا چه اندازه به درمان ضايعات قلبي و مغزي كمك خواهند كرد؟
يكي از مشكلات اصلي در زمينه توليد داروهاي بيولوژيك، ايجاد و توسعه امكانات لازم براي توليد صنعتي و همچنين بهبود روشهاي خالصسازي و استريل كردن محصولات توليد شده است. توليد اين داروها اغلب نياز دارد كه بتوانيم شرايط توليد در بدن موجود زنده را در آزمايشگاه ايجاد كنيم، آن هم در مقياس صنعتي كه اغلب كار مشكلي است و نياز به فناوريهاي خاصي دارد كه در حال حاضر تنها در اختيار چند كشور پيشرفته دنياست.
استفاده از شبيهسازي در واقع استفاده از امكانات موجود در طبيعت براي توليد مواد بيولوژيكي است
استفاده از شبيهسازي در واقع استفاده از امكانات موجود در طبيعت براي توليد مواد بيولوژيكي است. ما با شبيهسازي، در واقع هر حيوان شبيهسازي شده را به يك واحد توليدي تبديل ميكنيم كه ضمن توليد داروي مورد نظر براحتي قادر به توسعه آن با توليد مثل حيوان هستيم، يعني در اين روش تنها با ايجاد يك واحد توليدي قادر خواهيم بود بسرعت واحدهاي توليدي را افزايش دهيم، ضمن آن كه نگران آلودگي و مشكلات صنعتي نيز نخواهيم بود و محصول توليد شده نيز از خلوص بالايي برخوردار خواهد بود.
فايده ديگر اين فناوري كه به آن توجه كمتري شده اين است كه محصول پيش از استخراج در معرض آزمايشهاي كنترل كيفي نيز قرار ميگيرد. چهبسا اگر اين ماده اثرات بيولوژيكي مخربي داشته باشد بتدريج باعث بروز اين علائم در حيوان ميشود؛ امكاني كه هرگز در توليد صنعتي قادر به انجام آن نخواهيم بود.
آينده پيشرفتها در اين حوزه (كلونينگ) را چطور ارزيابي ميكنيد؟
پيشرفت در همه حوزههاي علمي تقريبا 3 مرحله را طي ميكند. ظهور علم، پيشرفت در زمينه تحقيقات و كاربردي كردن آن؛ اما در اين 3 مرحله تنها كساني صاحب علم خواهند بود كه از زمان ظهور و تحقيقات در متن علم قرار گيرند.
اين اتفاقي است كه براي علم شبيه سازي در كشور ما رخ داده است، اما اين روند نياز به سرمايهگذاري عظيمي دارد كه تنها توسط ارگانهاي دولتي و شركتهاي داروسازي امكانپذير است، بنابراين در حال حاضر ميتوان به نسبت سرمايهگذاري، شاهد پيشرفت در اين زمينه باشيم.
پيشرفت دانش طب ترميمي در كشور
پيوند اعضا، اقدامي حياتبخش در مبتلايان به نارسايي پيشرفته اعضا بوده و موجب بهبود كيفيت زندگي بيماران ميشود. اين پديده يكي از پوياترين و كاربردي ترين دستاوردهاي علم پزشكي در جهان است و از نشانههاي مهم ارتقاي سطح دانش پزشكي و توانمنديهاي علمي و فني مراكز پزشكي تلقي ميشود. پيوند براي بعضي اعضا، تنها روش جايگزين عضو نارساست و براي بعضي ديگر مانند كليهها با اين كه روش جايگزيني دياليز وجود دارد، پيوند از لحاظ كيفيت زندگي ارجح بوده و علاوه بر آن از نظر اقتصادي نيز باصرفهتر است.
جالب است بدانيد اولين پيوند كليه در ايران، سال 1347 در شيراز انجام شده است. در سالهاي اخير با پيشرفتهاي به وجود آمده شاهد موارد روزافزون پيوند كليه و ديگر اعضا در ايران هستيم. اولين بخش پيوند كليه در تهران نيز، سال 1363 تاسيس شد كه پس از آن به همت نيروهاي متخصص در داخل كشور، اين بخشها افزايش يافتهاند. همچنين با فعاليتهاي بهعمل آمده، ايران در زمينه فراهمآوري نسوج پيوندي شامل قرنيه، مغز استخوان، پوست، استخوان، دريچههاي قلبي، ليگامان، تاندون، غضروف و منيسك در منطقه پيشرو بوده و علاوه بر تامين نياز بيماران كشور، امكان ارائه خدمات به بيماران ديگر كشورها نيز وجود دارد.
با اين حال در دنياي امروز، طب ترميمي با استفاده از روش سلولدرماني به مدد پزشكان آمده تا بافت از بين رفته بدن، جايگزين شود. اينك در كشورمان 100 مركز تحقيقاتي در توليد سلولهاي بنيادي، سلولهاي كبدي، توليد غضروف، درمان سرطان و درمان ناهنجاريهاي استخوان فعال هستند. پژوهشكده رويان نيز به عنوان مركزي علمي و شناخته شده در جهان، در توليد علم و فناوريهاي كمككننده باروري، سلولهاي بنيادي جنيني، ترميم چشم، توليد ناي مصنوعي و... دستاوردهاي مهمي را به دست آورده است. اين تلاشها، ايران را در رديف 10 كشور برتر دنيا در زمينه سلولهاي بنيادي قرار داده است. سالانه هزاران بيمار خارجي براي درمان بيماريهايي نظير ناباروري، جراحي پلاستيك و زيبايي، بيماريهاي دهان و دندان و انواع جراحيها به ايران سفر ميكنند.
خوشبختانه ايران در زمينه جراحي و پيوند قلب و ريه، پيشرفتهاي قابل ملاحظهاي داشته است. براساس آمارهاي ارائه شده توسط وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي، سالانه 15000 عمل قلب در ايران انجام ميشود كه ايران را در اين خصوص، جزو 10 كشور برتر جهان قرار داده است. ايران در زمينه جراحي و پيوند سرخرگ زير قفسه سينه و عمل قلب باز، موفقيتهاي مهمي را ثبت كرده است.
هماكنون ايران جزو 10 كشور اول دنيا در زمينه پيوند اعضاي بدن است. امروزه بيش از 80 مركز پيوند اعضاء چون قلب، كليه، كبد، مغز استخوان، ريه و غيره در ايران فعال هستند. مطابق آمار در 25 سال اخير، حدود 25 هزار پيوند كليه در ايران انجام شده كه از اين لحاظ، ايران در رديف كشورهاي پيشرفته محسوب ميشود. ايران در زمينه جراحي لاپاروسكوپي، مقام سوم جهان را كسب كرده است. در حال حاضر، جراحي پيوند كليه بدون ايجاد برش در ايران انجام ميشود.
http://www.jamejamonline.ir/papertext.aspx?newsnum=100911842372